تبليغاتX
EGLANTINE

EGLANTINE

 

اگه يه کم فکر کني ميبيني زندگي ارزشه زنده بودنو نداره.اگه يه کم بيشتر فکر کني
ميبيني زندگي ارزشه مردنم نداره.امّا اگه خيلي فکر کني ميبيني مردنو زنده بودن
ارزشه فکر کردنو نداره.هميشه يادت باشه چيزي که امروز داري شايد آرزوي
ديروزت بوده و بزرگترين آرزوي فردات بشه پس هميشه سعي کن قدره چيزي
که امروز داري خوب بدوني.

(نمیدونم  کجا خوندمش اما باهاش همزاد پنداری میکنم)

 

 

قدیما اینطوری بود که آدما وقتی کار بد انجام میدادند عذاب وجدان میگرفتند.من دیگه فکر کنم در مراحل سلوک،به مقام فنا فی الله رسیدم چون وقتی کار خوب انجام می دهم عذاب وجدان می گیرم!

نمی دانم شده که توی اتوبوس یا بانک یا کلا هر جا که صندلی به اندازه آدمهای موجود،موجود نمی باشد جایتان را به کسی بدهید که مثلا مسن تر است یا بیماری خاصی دارد یا بچه به بغل است؟!من معمولا در چنین موقعیتی ابتدا سوت زنان از کنار موقعیت می گذرم، در مواردی که کوچه علی چپ به اندازه کافی دراز نباشد جایم را فقط به آدمهای مسن و بیمار می دهم اما واسه یک آدم بچه به بغل خودم را به زحمت نمی اندازم،فلسفه هم دارم واسه کارم،کسی که پیر شده نمیتوانست پیر نشود اما کسی که بچه دارد می توانست بچه دار نشود.

امروز توی اتوبوس یک خانم بچه به بغل آمد درست روبه روی من ایستاد،منم یهو احساس فرشته مهربون بودن بهم دست داد و جایم را دادم بهش.الان عذاب وجدان دارم در حد جایزه نوبل!

آره خوب من آدم بی رحمی هستم،شمرم، یزیدم ،نه اصلا خود الف ح میم دال ی نون ژالف دال هستم که تو ماه رمضان حاضر نیستم جایم را به یک مادر مقدس با هاله نورانی دور سرش که نشان از مهر مادری اش است و کودکی معصوم را در اغوش گرفته،بدهم.من برای  یک آدم بچه به بغل هیچ شفقتی در خودم سراغ ندارم.اگر این گناهه آره من از همتون گناهکارترم.

 

داشتم فکر میکردم وضعیت  دین در ایران چقدر شبیه قرون وسطی است.در آنزمان هرچه یا هر که از در مخالفت با کلیسا وارد می شد محکوم به کفر و الحاد بود. بی اهمیت ترین اظهار نظر اگر به تایید کشیشها نمی رسید،سحر و جادو و خلاف شرع فرض می شد. حکومت تحت سلطه کشیشها و احکام کلیسا بود.دوران تاریکی که آدمها به خاطر عقایدشان یا باید اعتراف می کردند یا سوزانده می شدند.کشیشها بودند که مشخص می کردند چه چیز مقدس و چه چیز شیطانی است.تصمیم گیری برای هر مساله تنها و تنها از نگاه دین انجام می شد،که علاوه بر دستورات صریحی که داشت آنچنان در زندگی مردم رسوخ کرده بود که نا خودآگاه ذهن مردم آنرا به عنوان یک پیش فرض برای هر اقدام در نظر می گرفت. اما با همه این احوال خوب است که همیشه بعد از قرون وسطی،رنسانسی هم اتفاق می افتد.اما مساله اینست که قرون وسطی تا آنجایی که من می دانم ده قرن طول کشید!!!!!!

 

 




+ تاریخ دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 4:22 PM نویسنده FARZI

امروز اتفاقی از جلوی تلویزیون رد میشدم دیدم دارد جلسه رای اعتماد وزرا را مستقیم از مجلس پخش می کند.اول پیش خودم گفتم حتی مجلس در دوران مشروطه هم شرف داشت به این مجلس اما خوب از حق نگذریم نمایندگانی که مخالف دولت صحبت کردند واقعا دولت را کوبیدند حالا بماند که وسط نطقشان به خصوص جایی که به مسایل حساس و کلیدی می رسیدند موافقان دولت مدام درخواست تذکر میکردند که اغلب هم وارد نبود.موافقان دولت هم حرفی به جز همان حرفهای تکراری همیشگی که دولت نهم سفر استانی رفته و انرژی هسته ای را کشف کرده و شکوه ایران زمان انقلاب را در مجامع بین المللی زنده کرده(احتمالا منظورشان این بوده که با خاک یکسان کرده)نداشتند.حتی یکی از موافقان در خواندن سخنرانی از روی کاغذ هم کلی اشتباه در ربط جملات و عبارات داشت.

از طرفی وقتی نمایندگان مخالف دولت نطق می کردند همه با شخصیت و زیبایی در صندلیهای خودشان بودند و گوش می دادند اما وقتی موافقان دولت سخنرانی می کردند اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان اون وسط راهرو در حال گپ و گفتگو و خوش و بش و احتمالا رد و بدل کردن بلوتوث!بودند که با توجه به حضور ا.ن در مجلس نشان می دهد که جو غالب مجلس مخالف ا.ن و سیاستهایش است.بعد این شاگرد خودشیرینها را دیدید که واسه خوش آمد و چاپلوسی معلم چه کار میکنند؟!برخی نمایندگان دقیقا به همین سبک و سیاق راه و بیراه تذکر میدادند که چرا موقع نطق مخالفان همه سر جایشان دست به سینه می نشینند اما موقع سخنرانی رفیق رفقای ما همه تن لرزونک می گیرند و راه می افتند!آخه واقعا این دیگه پرسیدن دارد؟!!

از اون یکی طرف ماجرا،حضرت رای آورنده ۲۵ میلیونی در تک صندلی جدا از دیگران خودشان جلوس فرموده بودند و لنگ محترم چپ را هم به سیاق پادشاهان و خوانین به روی لنگ راست انداخته بودند و البته به یاد داشتند که وقتی دوربین تلویزیونی ایشان را رصد می کند حتما آن لبخند ملیح را گوشه لب بیندازند و حسن نیت خود را به جهانیان اثبات کنند.حالا اینکه کسی در خانه ملت بر خلاف آداب مرسوم محافل و مجامع سیاسی پاهایش را روی هم بیندازد و بنشیند می تواند دوتا تعبیر داشته باشد:۱-فرد مورد نظر اهمیتی برای رای و نظر مجلس قایل نیست و کلا همه را ریز میبیند.۲-فرد مورد نظر با زبان بدن این پیام را مخابره می کند که هر چقدر می خواهید تو سر و مغز خودتان بکوبید من که بالاخره کار خودمو می کنم،دلتون آب.

کلا هرچقدر من کمتر از جلوی تلویزیون خونمون رد بشوم،شما هم کمتر در معرض پستهای سیاسی من قرار می گیرید.باشد که رستگار شویم و شوید و شوند.




+ تاریخ یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 5:30 PM نویسنده FARZI