چی بود این ضرب المثل؟بدبختی وقتی بیاد تنها نمیاد؟!غم وغصه وقتی بیاد تنها نمیاد؟!خاله پیرزن وقتی بیاد تنها نمیاد؟!به هر حال شما میتوانید به دلخواه هر چی دوست دارید به جای قسمت اول جمله بگذارید،نخواستید هم میتوانید تو قسمت دومش بگذارید ولی خدا وکیلی اگر هم می خواهید تحریف فرهنگی یا بدعت ادبی انجام بدید،بی زحمت تمییز.
الغرض،امروز هرچقدر خرم و خندان و قدح باده به دست بودم،مامان عزیز هم لطف فرمودند با یک خبر تکان دهنده بقایای ریز ریز شده اعصابم را نوازش کردند.بعد از مدتها که به دلایل مختلف نامه نگاریم با یکی از دوستانم قطع شده بود (نامه خونم کم شده بود!!)دیروز نامه ای از یکی دیگر از دوستانم دریافت کردم.کلی هم هیجان داشتم که زودتر بخوانمش.بعد با چی مواجه شدم؟!!نه... با چی مواجه شده باشم خوبه که دل همه خنک بشه؟!! بله دقیقا اشتباه گفتید،من با یک عمل انجام شده روبه رو شدم.البته نه میتوانم و نه دوست دارم ماجرا را با شرح و بسط بنویسم ولی همین را بگویم که همیشه مردم از رفتار من سوء برداشت می کنند و من همیشه با سوءتفاهم دوستان و آشنایان وهمسایگان وهمکلاسیها و هم دانشگاهیها و کلا هموطنان عزیز دست به گریبان بوده،هستم و امیدوارم دیگر نباشم.اتفاقا همیشه هم با صراحت حرفم را زده ام ولی نمی دانم چرا؟!به هر حال این دوست عزیزم هم از رفتار من دقیقا چیزی را برداشت کرده بود که واقعیت نداشت وهمین باعث شد که روز جمعه تعطیل من تبدیل بشود به جمعه سیاه!!حالا بماند که چه تصمیمات قاطع و کبرایی اتخاذ نمودم!در همین حین مامان عزیز تشریف آوردن منزل.بعد از سرکشی به مناطق جنگزده(آشپزخانه)وسر و سامان دادن به اوضاع ظرفها ،نه گذاشتن،نه برداشتن،گفتن راستی فرزی خبر داری خسرو شکیبایی هم...بقیه حرفش را نگفت.گفتم چی؟مامانم سرش را تکان داد.این یعنی نا امید کننده ترین حالت.گفتم مرد؟!!!!آره ...خسرو شکیبایی مرد.کی باورش میشود؟!مردم خیلی دوستش داشتند،از بس با دل و جان نقشهاش را بازی می کرد.کی می تواند خانه سبز را فراموش کند؟ هامون،روزی روزگاری،حکم.....عاشق بازیش تو حکم بودم.دیگر مثل شکیبایی نیست.فعلا که کسی با این خصوصیات و شیوه بازی نه در تلوزیون هست نه در سینما.خسرو شکیبایی همان یکی بود که رفت.ولی به تعداد آنها که دوستش دارند و میشناسندش وجود دارد زیرا دیگر یک معنی مستقل است که در هر ذهن، یک وجود مستقل و منحصر به فرد دارد.
چه جمعه غم انگیزی بود اینبار.
هان؟! اینو با خودم بودم.در انتهای یک کلنجار درونی بین خودم وخودم به بن بست رسیدم و نتیجه اش از سر استیصال شد هان!!
داشتم با خودم می گفتم امشب چقدر دلم می خواد فلسفی بنویسم یا رمانتیک ولی نمی دانم چرا کلا تو مود طنزم.می بینی تو رو خدا چه بلاهایی سر جوانهای مردم میارند!!دختر مثل دسته گل را دچار تضاد فکری کردند رفتتتت!
آخه یکی نیست بگه عزیز دلم شوما امکانات نیست بیجا میکنی آرزو گنده تر از امکانات میکنی ؛تازه یک عده دیگر را هم به قصد تشجیع و تشویق و ایضا تحریک,زا به راه میکنی!!!(تکبیر)
دیروز پیرو فرازهایی که از سخنان گهربار موسیو والدنر مطالعه کرده بودم,شاد و خوشحال و سرمست با سینه سپر رفتم تو باشگاه!به خیال خودم هر کسی راه موفقیت را بلد باشد,نیمی از موفقیت را به دست آورده!!حالا اصلا ما توی این کلاس کلا دوازده نفر هستیم که از این تعداد, نصف به علاوه یک نفرشان مبتدی هستند.با بقیه هم آنقدر انواع مسابقات از یک گیمی ,سه گیمی , پنج گیمی,n گیمی, داده ام که میتوانم خودم را در کتاب رکوردها به ثبت برسانم.خلاصه هر چی ما حریف طلبیدیم ,چپ دست ,راست دست که سهله...تو بگو چلاق!!کم مونده بود بروم وسط سالن بگویم آآآآی نفس کش. (حالا میگویند چرا جوانها سرخورده میشوند!)
وقتی که تو شهر به این بزرگی فقط سه تا سالن تنیس روی میز هست ودر همان سه تا هم حریف تمرینی مناسب یافت نمیشود - چرا که خانمها انتخاب بازیکنان را تبدیل به مافیا کرده اند- نباید هم رده ای بهتر از nم جهانی را انتظار داشت!!حالا هی تیم وردارید ببرید آمریکا , بشویم پایه خنده.
تازگیها هم نمیدانم این مربیمون می خواد نشان بدهد که حواسش به من هست یا چی؟ که هر جلسه میگوید فرزی دستت موقع ضربه زاویه داره!!!می خواستم بهش بگویم مخمم زاویه دارد که تا حالا تو این باشگاه مانده ام.اینجوری شد که گذاشتن بقیه فرازها را فعلا بی خیال شدم. چونکه نه تنها دردی از مخاطب دوا نمی کند بلکه داغ دلش را هم تازه می کند.اصلا ورزش یعنی چه؟ بشینین برنامه سیمای خانواده را با جون و دل نگاه کنید بلکه حداقل در رشته کلفتی در منزل قهرمان جهان شدیم!
1. Become a complete player
In order to win big titles, you must master play against all playing styles. Therefore, you must regularly practice and compete against players of different styles. The most important styles to embrace are loopers (maximum topspin), attackers (maximum speed) and choppers (maximum backspin).
Another important aspect is play against left-handed players. I would like to remind you that both right- and left-handed players spend 85% of their playing time playing against right-handed players. To be successful against both right- and left-handed players requires well-developed technique and very good balance.
I have had the advantage of practicing a lot with left-handed players, e.g. Mikael Appelgren and Ulf Thorsell in my first club Spårvägen. Later on, in the Swedish national team, left-handed players were well represented: Appelgren again, Stellan Bengtsson, Erik Lindh, Ulf Bengtsson
این سخنان گهربار٬فراز اول از ده فرمان waldner است.مسلما شخصیت شناخته شده ای در ایران نیست چون اصولا ایران در این رشته ورزشی جزء کم افتخارترین کشورهای دنیاست(حالا تو کدوم رشته پر افتخاره آخهههههههههه؟!!!)
jan-ove waldner سوئدی٬قهرمان جهان در رشته تنیس روی میز مردان جهان از1989 تا ٬۱۹۹۷٬قهرمان المپیک در۱۹۹۲ ٬چهار دوره قهرمان تیمی جهان٬هفت دوره قهرمان اروپاو یک عالم قهرمانیهای دیگر(همه عنوانها رو یه چند سالی واسه خودش احتکار کرده...همینه که به بقیه چیزی نرسیده دیگه!).
waldner به عنوان بزرگترین قهرمان تنیس روی میز جهان شناخته شده.حالا فرازهای بعدی سخنان گهربار رو هم تو پستهای بعدی میگذارم.به امید روزی که waldner جون رو سوسک کنم![]()
,
