تبليغاتX
EGLANTINE

EGLANTINE

به به!! از این طرفا پیدام شده!!!!این وبلاگ هم شده شبیه

 نوشتن دفتر خاطراتم که یک ماه با وفاداری کامل

 مینویسمش بعد شش ماه نمیرم سراغش!!البته با این

 تفاوت فاحش که مونیتور و موس و کیبورد هرگز نمیتوانند

 جای کاغذ و قلم رو بگیرند

 

چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی

چون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنی

واقعا این بیت قشنگ و با شکوه نیست؟تصنیفی  است که

 حالا دارم میگوشم.از م.شجریان.تو این مدت اتفاقات زیادی افتاده...از همه مهمتر اینکه عید شده!!البته اگر امکان داشت ارجاع میدادمتان به دفتر خاطراتم که به شکل مفصل فلسفه  عید نوروز٫زندگی بشر٫تاریخ و زمان را بررسی و به گند کشیدم!!چنانکه پس از مطالعه آن کاملا به پوچی خودتان پی میبرید و در اولین فرصت با یک خودکشی تمیز خودتان را راحت می کنید!پس بیخیال٫خواندن همین وبلاگ بی خطر تره!!

البته تو غیبت که بودم به جز عید اتفاقات عجیب غریب زیادی افتاده ولی از اونجایی که الان خوابم میاد٫حالشو ندارم تعریف کنم٫شرمنده اخلاق ورزشکارانتون.

امروز ٫روز پنجم عید است.یه مدت است منتظر یه اتفاق خارقالعاده هستم.خودم هم نمیدونم چی...٫فقط منتظرم.احساس میکنم زیر پوست زندگیم چیزی در جریانه٫چیزی در تلاطمه٫در حال اماده باشه٫می دانم که قراره یه اتفاقی بیفته ولی کی٫کجا٫و چگونگیش رو نه.شاید قراره بمیرم!!!

معمولا همیشه بدترین حالت به ذهنم میاد!!به هر حال اگر نمردم میام  تعریف میکنم چی شد و الا با قلبی آرام و ضمیری مطمئن از خدمت شما خواهران و برادرانم مرخص می شوم.(بااااابااااا غم انگیز٫فلسفی دراماتیک بی خیال کوتاه بیا)

 




+ تاریخ دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 11:35 PM نویسنده FARZI